عنوان پر طمطراقیست. جوانترین روزنامه نگار جهان. نیست ؟ من هر بار که خبر انتخاب شدنم را می خوانم دلم قنج می زند. می خواهم فریاد بزنم که این منم کوروش ضیابری. تازه 15 سالم و تا حالا 1000 مقاله و گزارش تحقیق تو روزنامه و مجله ها چاپ کردم. آهای با شمام مدعیان ژورنالیستی. شما ها که 100 ساله روزنامه نگارید. اگه 100 گزارش و مقاله تا حالا چاپ کردین, نشونم بدین تا اسممو عوض کنم. راستی چی بزارم ؟ اسپم اسپمه. من اینو خوب می دونم ولی اونو می فرستم چون شاکیم از همه. از اینکه دارن تو روز روشن حقمو می خورن دارم دیوونه می شم. نمی شم ؟ می خوام بزنم به سیم آخر. همه سایت ها و وبلاگ ها رو پر از اسپم کنم و بگم که من هستم. کوروش ضیابری. نوجوان رشتی با آی کیو 200+.
این که آدم برای کسب چنین عنوان ارزشمندی فقط یه ساعت مچی از استاندار گیلان بگیره خیلی نامردیه. اونوقت یکی مثل رضا زاده که از نظر آی کیو مقابل من عددی نیست از بس ماشین و خونه گرفته که می تونه هم بنگاه اتومبیل و هم آژانس مسکن راه بندازه. من باید برای معروف شدم بزنم سیم آخر و خودم رو در کامنت های دیگران حراج کنم و این علی دایی نامرد با زدن 104 گل ملی کلی معروف تر و پولدار تر از من باشه. اینکه یه مشت آدم بی استعداد روزنامه های مشهور و معروف تسخیر کنند و یه آدم با استعداد مثل من مجبوره تو چند تا روزنامه در پیت و جوات محلی گیلان - که آدم های توش رو شما تهرونی ها می گید شهرستانی, نمی گید ؟ - کار کنه. اصلا من نمی فهمم چرا یکی مثل امیر حسین رسائل که سود روزنامه نگاریش همونقدره که استاد اسدی فوتبال بلده باید بیاد بشه معاون سردبیر شرق. مگه همین آدمی نبود که تو یه روزنامه محلی گیلان با من همکار بود و مدام دستش می انداختم. نمی انداختم. من دیوار اتاقم پر از تقدیر نامست. دیگه خسته ام کردین همش حرف حرف پس کی عمل. کاشکی من هم پدر زنم عماد باقی بود تا می شدم معروف ترین روزنامه نگار ایرانی قوچانی سردبیر شرق. خدایی این قوچانی فارسی رو درست نمی تونه حرف بزنه انوقت من حروم شده به 8 تا زبون زنده و مرده دنیا غیر گیلکی مسلطم. لااقل همین قوانلو قاجار هم نشدم تا دو خط از تیتر روزنامه های معروف دنیا بنویسم و بشم ستون نویس ثابت یکی از بهترین صفحات شرق. منی که لوموند و گاردین و واشنگتن پست برای مصاحبه و چاپ مقالاتم سر و دست می شکونند. ایکاش دیوار اتاقم پنجره داشت و این ماهواره های جاسوسی خارجی می اومدن لب پنجره و منو می دزدیدند. لااقل تو خارج مزد نویسنده و روزنامه نگار از عمله بیشتره.
من پیرو مکتب حق گرفتنیست هستم. می خواهم حقم را بگیرم. از رضا زاده از دایی از شمس الواعظین از قوچانی از همه. برای همین اسپم می فرستم تا برای 7000000000 بار به همه بگویم من کوروش ضیابری هستم, جوانترین روزنامه نگار جهان. دوست دارم بیوگرافی کاملا متواضعانه ام رو تو کامنت های دیگران کپی پست کنم تا به همه بفهمانم تازه اینایی که خوندین یک قطره از دنیای فضایل و کمالاته منه. فعلا تو کف بقیه اش باشید. من کاملا متوجه ام که کامنت های هر وبلاگ باید در مورد موضوع هر پست باشد و ما حق نداریم با اسپم های خود آنها را آلوده کنیم ولی من اسپمم را می فرستم چون می دانم مغز همه شما سنگ است و میخ آهنی نرود بر آن. من قصه ام پر غصه است ولی دوست دارم دیگران را هم شریک غصه ام کنم اصلا هم برایم مهم نیست آنها شاید علاقه نداشته باشند با من شریک شوند. هر اسپم من تیری است بر قلب کسانی که به ناحق صندلی روزنامه نگاری مرا اشغال کرده اند. می خیلی با استعدادم. ایکاش می گذاشتند هم بجای دایی گل بزنم هم بجای رضازده وزنه بزنم و هم بجای ساعی لگد پرت کنم. تازه شم بعد قهرمان شدن جایزه هاشونم قبول نمی کردم تا به بگم که من آخر کلاس گذاشتنم. اسپم برای من شده مثل دروغ. همون فعل قبیحه ای که همه شما 70 میلیون ایرانی با وجودی که می دونید بده اما هر روز تکرارش می کنید و اصلا بدون دروغ نفس هم نمی تونید بکشید. حالا من می خوام یه مدت با اسپم نفس بکشم.
من دوست دارم چند شبه تمام اعتبار و وجه ام رو نابود کنم. اینقدر اسپم و نامه اینور و اونور می فرستم تا دیگه کسی نمونه که از شنیدن اسم من تنش کهیر نزنه. من حروم شدم. تموم استعداد های ژورنالیستی و برنامه نویسی انه من دود شد رفت. کسی منو جدی نگرفت. از بس بهم جا سویچی دادن که دیگه آمپرم اونقدر رفت بالا تا ترکید. بس برای اینجا. من خیلی کار دارم. وبلاگ های فارسی که تموم شد باید برم وبلاگ انگیسی و ایتالیایی و آلمانی رو اسپمی کنم و بهشون بگم که این روزنامه نگاران ایرونی خیلی بی معرفت و بی استعداد هستند. امیدوارم عمرم کفاف بده تا اسپم های کامل شود و خدای نکرده کسی بی اسپم من از دنیا نرود.
روزنامه نگاران شهر زنند ادعا به همه که
خیلی بارشون است از ژورنالیستی
ولی آهای ای ملتی که هنوز اسپم من به دستتان نرسیده
بدانید که همه حق مرا خورده اند و من حرام شده
کوروش ضیابری -– 6244646647 نفر مونده تا تکمیل سلسسه اسپم جهان
یکی از امکانات جالب در سیستم بلاگر "ارسال از طریق ایمیل" است. اگر به پایین نوشته من نگاه کنید و قبل از براکت مربوط به نظرات می توانید لینک آنرا ببنید. در صورتیکه روی این لینک کلیک کنید صفحه ای باز می شود و شما می توانید لینک این نوشته من را به آدرس ایمیلی دلخواهی پست کنید (با وارد ایمیل خود و ایمیل کسی که می خواهید لینک این نوشته برای او ارسال شود, لینک نوشته بطور خودکار برایش فرستاده می شود. در قسمت 

این هم از لوگوی گوگل برای نوروز. پریروز با جعفر دیل (سخنگوی تیم پروژه فارسی سازی گوگل) در مجتمع پایتخت ملاقاتی داشتیم و در این مورد کلی صحبت کردیم و اون هم احتمال می داد که ایمیل ها و بویژه پیگیری های شخصی او موثر باشه. در ضمن می گفت از بین 28 لوگوی که برای گوگل فرستاده شده بود و اون ها مناسب برای لوگوی نوروزی تشخیص داده بودند, 3 تاش از ایران ارسال شده بوده و 25 تاش از تاجیکستان. راستی نقش جعفر و تیم فارسی سازی گوگل در قرار گیری این لوگو خیلی مهمه . شاید خیلی مهمتر از ایمیل های ما. امیدوارم که باعث سو تفاهم نشده باشه. در انباره بعدا بیشتر توضیح می دم. البته لوگوی در صفحه فارسی قرار گرفته و نه اصلی.