جمعه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۸۴

43 درصد از کاربران بریتانیایی از اینترنت پر سرعت استفاده می کنند

آخرین آمار ماهیانه منتشر شده توسط موسسه ملی آمار انگلستان نشان از افزایش 1.9 درصدی کاربران اینترنت در یکساله اخیر در بریتانیا دارد. میزان استفاده از اینترنت پر سرعت نیز بطور بسیار چشمگیری در حال افزایش است و اکنون بیش از 43 درصد از کاربران بریتانیایی از اینترنت پر سرعت استفاده می کنند.این آمار نسبت به اوایل سال 3.36 درصد رشد نشان می دهد. موسسه دولتی آمار انگلستان همچنین نرخ استفاده از اینترنت Dial Up را 24 درصد اعلام کرده است. این رقم هر سال روند نزولی دارد و اکثر کاربران بریتانیایی بجای آن از اینترنت پر سرعت استفاده می کنند. به عنوان مثال, در بازه زمانی ژانویه تا فوریه سال جاری میزان استفاده از اینترنت Dial Up 2.48 درصد کاهش یافته است.

راستی فکر می کنید میزان استفاده از اینترنت ذغالی در ایران چند درصد رشد داشته است ؟

منبع : نیو وین

پنجشنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۸۴

جشنواره بین المللی تئاتر دانشجویی , افتضاح طراحی وب سایت و خرج چند میلیونی

تقریبا اواسط بهمن ماه بود که یکی از دوستام بهم زنگ زد و پیشنهاد طراحی سایت جشنواره بین المللی تئاتر دانشجویی – عجب اسم با مسمایی !!! - رو داد. قیمت تقریبی رو هم بین 400 تا 500 هزار تومن می گفت. ظاهرا پروژه خوب و کم در سری می تونس باشه. معمولا این پروژه های دولتی همه همین طورن چون طرف دستش برای پول دادن بازه و خیلی دلش نمی سوزه از پول دادن. قرار هم شد فردا عصری به دفترشون که حوالی چهار راه ولی عصر بود بریم بری صحبت نهایی و احتمالا بستن قرار داد. البته این وسط مشکلی هم بود و اون هم بستن قرار داد با شخص حقیقی بود. چون اونا تمایل داشتن با شخص حقوقی قرارداد بندن. من او روز تقریبا با توجه به گفته های دوستم یک طرحی برای سایت چه مربوط به برنامه نویسی و چه طراحی آماده کردم. راستی رابط ما هم با این گروه یکی از آشنا های همون دوستم بود. که ظاهرا از مسئولان مالی این پروژه بود که پرداخت هزینه طراحی سایت هم به اون مربوط می شد. پستش هم معاونت یکی از سازمان های دولتی بود که معمولا برای برگزاری بیخود ترین جشنواره ها بیشترین پول ها رو می دن.

به هر حال فردا رفتیم به دفترشون. نیم ساعتی معطل شدیم تا آقای دبیر و آقای رابط ما برسند. فضای اونجا و آدم های توش خیلی عجیب و غریب بود. من که آخر سر نفهمیدم با یه سری آدم هنری طرفم یا یه سری آدم ... . بعد از یه سری شوخی و تعریف کردن جوک توسط آقای دبیر, بحث جدی ما ظاهرا شروع شد. اما چشمتون روز بد نبینه. آقای دبیری که من فکر می کردم حداقل در زمینه وب سایت و طراحی یه چیز هایی بدونه و بخواد کمی سر مسائل فنی به ما گیر بده, تقریبا هیچ چیزی از اینترنت که هیچی از کامپیوتر نمی دونست. مثلا وقتی درباره مودم می خواست حرف بزنه آدم فکر می کرد داره درباره چهار شاخ گاردون ماشین حرف می زنه. یا وقتی بحث وبلاگ برای جشنواره پیش اومد. اصلا نمی دونست وبلاگ چی هست. یه اظهار نظر با مزه ای هم کرد. "وبلاگ همون سایت پرشین بلاگه !!! " . در مورد مسائل فنی و طراحی هم که دیگه سنگ تموم گذاشت. مثلا تنها چیزی که براش مهم بود این بود که صفحه اول سایت یه جایی برای لینک دادن به جا های دیگه داشته باشه. اون هم صفحه اول سایت جشنواره بین المللی تئاتر دانشجویی. این قدر اطلاعات فنی اش کم بود که من اصلا بی خیال همه طرح های که تو ذهنم بود شدم. تصمیم گرفتم بعد از امضای پروژه به برادر کوچک طراحی شو بسپرم چون می دونستم می تونه ان بدون یک خط برنامه نویسی چهار پنج روزه کار رو تموم کنه. تازه آقای دبیر می گفت ما تا اواسط فروردین وقت داریم و نیازی به عجله نیست. جشنواره از 24 ام فروردین شروع میشه.

واقعا لقمه خوب یود. تنها نکته منفی این بود که چند ساعت زودتر از ما با یک شرکت دیگه هم راجع به طراحی سایت صحبت کرده بودند. فقط اینجا برنده این پیشنهاد خوب رو گردن کلفت تر بودن پارتی ها مشخص می کرد. قرار شد من فردا یه نمونه کار هم برای جناب دبیر برم تا ایشون ما رو تایید کنند !!! . ظاهرا همه چیز مرتب بود. البته باز از بد روزگار من فردای انروز باید برای ثبت نام دانشگاه می رفتم شمال. چون ترم آخر و انتخاب پروژه هم بود نمی شد مثل دفعات قبل به یکی زا دوستام بگم این کارو برام بکنه. رفتن و برگشتنم هم دو سه روزی می کشید. چون باید خونه مون رو هم تحویل می دادیم. وسایل رو باید یه جوری جمع و جور می کردم و می آوردم با خودم تهران. البته همش نگران از دست رفتن پروژه و دادنش به اون شرکت نرم افزاری بودم. از شانس بد ما رفتن ما به شمال بیشتر از دو سه روز طول کشید. بسته شدن جاده هراز بخاطر برف شدید یه کم ما رو اونجا بیشتر موندگار کرد. پارتی اون شرکت نرم افزاری هم به پارتی چربید و قرار داد رو برای اونا بستن. ای لعنت به این برف ف ف .

دیگه کار اون جشنواره خبری نداشتم تا اینکه چهار پنج روز پیش پوستر های تبلیغاتی شون تو خیابون دیم. برام تنها آدرس سایتشون مهم بود. خیلی دوست داشتم بدونم سایتشون چه جوری از آب در اومده. اما اون تیکه کاغذی که آدرشونو نوشته بودم گم کردم. شب سعی کردم از طریق گوگل آدرسشونو پیدا کنم. برای عبارت " جشنواره بین المللی تئاتر دانشجویی" تقریبا 160 تایی نتیجه پیدا شده بود. اما جالب اینکه تو بین اونا خبری از سایتشون نبود. از طریق صفحه اخبار سایت تئاتر آدرس سایتشون رو پیدا کردم. اون شب 30 ام فروردین بود و باید روز ششم جشنواره می بود. وقتی آدرس سایتشونو وارد کردم با یک صفحه مواجه شدم که نوشته شده بود " این سایت در دست احداث است" . واقعا جمله شاهکاری بود. اون هم تو ششمین روز جشنواره همچنان سایتشون خراب بود.

معمولا سایت های چنین جشنواره هایی باید وظیفه اطلاع رسانی داشته باشند. و به شکل یک خبرنامه اطلاع رسانی کنند. وقتی سایت تا روز ششم هم قابل دسترسی نباشه واقعا نمی دونم چی میشه گفت. فقط دلم می سوزه برای اون چند میلیونی که هر سال خرج چنین جشنواره هایی می کنند. البته منظورم خرج های بخش جانبی اش مثل همین وب سایتشونه. اون هم در شرایطی که نتیجه کار واقعا ارزش چند هزار تومانی هم نداره. راستی دوستم همون موقع می گقت برای این جشنواره یک کامپیوتر با کلی دو و دستگاه مثل پرینتر و اسکنر به مبلغ حدودی یک میلیون تومان خریدن. 1 میلیون تومان پول دستگاه برای کسانی که حتی بلدنبودند یک متن ساده رو تایپ کنند.

به هر حال چنین جشنواره هایی که البته تعداد شون هم کم نیستند بیشتر شبیه یه سفره ای که توسط دستگاه های دولتی باز می شه تا یه سری از قبالش نون بخورند. واقعا فکر می کنید اگه مجری چنین برنامه هایی غیر دولتی بودند چنین افتضاحاتی پیش می اومد و اونا اجازه می دادن چند میلیون تومان بیخود و بی جهت صرف خریدن کامپیوتر بی مصرف و سایتی بشه که در ششمین روز جشنواره همچنان غیر قابل دسترسه. من در مورد حقوقی هم که آقای دبیر و یار و غاراشون بخاطر این چند ماهی که تو اون دفتر کذایی چهار راه ولی عصر بودند, می گیرند چیز زیادی نمی دونم. ولی خب طبیعی که لااقل برای سیر کردن شکم اون هم آدم برای چند ماه باید حداقل دو سه میلیونی خرج شده باشه.

چهارشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۴

اسپم بیشتر, تاثیر کمتر

روزنامه دنیای اقتصاد - 28 فروردین – نویسنده : امیر فهیمی – نسخه چاپی

همچنانکه ایمیل های اسپم در حال اشغال صندوق های پستی در اینترنت هستند, بسیاری از افرادی که روزانه چنین اسپم های ناخواسته ای را دریافت می کنند تقریبا پذیرفته اند که دریافت چنین ایمیل هایی در اینترنت امری اجتناب ناپذیر است و باید با آن کنار بیایند.

تحقیق انجام شده توسط دبوراه فالوو از اعضای موسسه Pew Internet & American Life به بررسی وضعیت ایمیل های ارسال شده که از فیلتر CAN-SPAM گذشته اند پرداخته است. نتایج این بررسی نشان می دهد که با وجود افزایش نسبی تعداد اسپم ها, تعداد بیشتری از افراد چگونگی واکنش درست در قبال این ایمیل های ناخواسته را فراگرفته اند و به واقع توانسته اند با آن کنار بیایند. حقیقتا درصد زیادی از افرادی که اسپم دریافت می کنند, آنرا به عنوان بخش جدا ناپذیری از ایمیل های روزانه شان پذیرفته اند و سعی می کنند با اعتنایی از کنار آنها بگذرند.

برای مشخص کردن یافته هایشان موسسه pew یک نظر سنجی گسترده را زا طریق تلفن میان کاربران اینترنت انجام داده است. بازه زمانی این بررسی از 13 ژانویه تا 9 فوریه 2005 بوده است. در ادامه می توانید برخی از مهمترین نتایج این نظر سنجی را مشاهده کنید.

· 52 درصد از کاربران اینترنت دریافت اسپم را مشکلی بزرگ می دانند.

· 28 درصد از کاربران که از ایمیل های شخصی استفاده می کنند, می گویند که نسبت به سال گذشته اسپم های بیشتری دریافت می کنند و در مقابل 22 نیز اعتقاد دارند درصد چنین ایمیل هایی کمتر شده است.

· 21 درصد از کاربران که از ایمیل های تجاری استفاده می کنند, می گویند که نسبت به سال گذشته اسپم های بیشتری دریافت می کنند و در مقابل 16 نیز اعتقاد دارند درصد چنین ایمیل هایی کمتر شده است.

· 53 درصد از کاربران می گویند که وجود اسپم ها باعث شده است تا اعتماد آنها به ایمیل هایشان کم شود. این در حالیست این مقدار در سال گذشته 62 درصد بوده است.

· 22 درصد از کاربران ایمیل می گویند که اسپم ها باعث شده است تا میزان استفاده آنها از ایمیل ها در مجموع کمتر شود. این در حالیست که این میزان در سال گذشته 29 درصد بوده است.

· 67 درصد از کاربران بر این باور هستند که دریافت اسپم باعث شده است تا آنلاین بودن برای آنها امری ناخوشایند و آزار دهنده باش. این مقدار در سال گذشته 77 درصد بوده است.

· 63 درصد از کاربران می گویند که اسپم های پورنو دریافت می کنند, این در حالیست که میزان کاربرانی که چنین اسپم هایی در سال گذشته دریافت می کردند 71 درصد بوده است.

· 35 درصد از کاربران می گویند که آنها ایمیل های ناخواسته ای دریافت می کنند که در متن آنها از ایشان خواسته شده است اطلاعات شخصی مالی شان برای فرستنده ارسال کنند.

آمار نهایی نشان می دهد که افزایش حملات پیشینگ از طریق شبیه سازی ایمیل آلوده با ایمیل های حقیقی صورت می گیرد. همانطور که پیشتر ذکر شد 35 درصد از کاربرانی که در این آزمایش مورد بررسی قرار گرفته بودند, ایمیل های ناخواسته ای دریافت می کنند که از آنها خواسته می شود اطلاعات شخصی مربوط به حساب های مالی و کارت های اعتباری شان را برای نشانی فرستنده اسپم ارسال کنند. به هر حال همانطور که مشخص است, گرچه شمار حملات پیشینگ از طریق فرستادن ایمیل های ناخواسته افزایش یافته است, اما در سوی دیگر تعداد اسپم های با محتوای پورنو بصورت قابل ذکری کاهش یافته است.

هدف دیگر این آزمایش بررسی واکنش کاربران نسبت به دریافت ایمیل های اسپم است. بررسی سال 2003 نشان می دهد که 25 درصد از کاربران بخاطر وجود اسپم کمتر از ایمیل استفاده می کنند. 52 درصد نیز معتقدند که اسپم باعث شده تا اعتماد آنها به سرویس های ایمیل بطور کلی کاهش یابد. علاوه بر این 71 درصد از کاربران نیز می گویند وجود اسپم های باعث شده است تا آنلاین بودن امری ناخوشایند و آزار دهنده برای ایشان باشد.

با این وجود کاربران روش کنار آمدن با چنین ایمیل های ناخواسته ای را آموخته اند. واکنش های متفاوت کاربران به چنین ایمیل هایی در سال 2004 نسبت به سال های قبل, حاکی از کم شدن اهمیت اسپم هاست. مطالعه pew نتایج زیر را آشکار می سازد :

در ژانویه 2005, 22 درصد از کاربران ایمیل گفته اند که وجود اسپم ها باعث کاهش استفاده کلی آنها از ایمیل شده است – این میزان 19 درصد نسبت به 19 ماه قبل کاهش نشان می دهد - . 53 درصد هم بر این باور هستند که دریافت اسپم باعث شده است از اعتماد کلی آنها به ایمیل کاسته شود – 1 درصد بیشتر از 19 ماه گذشته- . تاثیر کلی اسپم بر فضای اینترنت هم شاهد افت نسبی بوده است. 67 درصد از کاربران می گویند اسپم باعث شده است که آنلاین بودن امری ناخوشانید و آزار دهنده برایشان باشد. این آمار نسبت به 19 ماه قبل 4 درصد کاهش نشان می دهد.

در حالیکه برخورد کاربران با اسپم ها به طرز محسوسی تغییر کرده است, اما توانایی آنها در قبال محافظت از دستگاه هایشان در برابر آنها تغییر خاصی نکرده است.بر طبق آخرین مطالعه صورت گرفته, 69 درصد از کاربران اعلام کرده اند که ا ارسال آدرس های ایمیل خود به وب سایت ها پرهیز می کنند. زیرا بر این باور هستند که وب سایت ها بهترین محل برای اسپمر ها برای جمع کردن آدرس های ایمیل است. این آمار نسبت به قبل کاهش 5 درصدی را نشان می دهد که عدد چندان امیدوار کننده ای نیست.

در حال حاضر به نظر می رسد درصد افرادی که تمایل دارند محتوای ایمیل های ناخواسته تجاری شان را چک کنند به رقم قابل اعتنایی رسیده است. آنها دوست دارند بدانند چه کالا هایی در این اسپم ها تبلیغ شده اند. 6 درصد از کاربران می گویند سفارش خرید محصولات و سرویس هایی که از طریق اسپم به آنها پیشنهاد شده است را داده اند. البته این رقم نسبت به 7درصد ژوئن 2004 و 5 درصد سال گذشته تغییر چشمگیری نکرده است. البته همین عدد هم می تواند اسپم را برای صاحبان تجارت پدیده ای پر سود و ارزشمند کند.

منبع : وب پرو نیوز

سه‌شنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۴

فلیکر ابزاری برای آینده

روزنامه شرق - 28 فروردین – ترجمه امیر فهیمی – نسخه چاپی

جک شو فیلد نویسنده روزنامه گاردین در خلال کنفرانس ظهور تکنولوژی در کالیفرنیا با استیوارت باتر فیلد صاحب سایت فلیکر – سیستم آنلاین به اشتراک گذاری تصاویر - گفتگو کرده است و نظرات او را در مورد علل موفقیت فزاینده این سایت جویا شده است. برنامه های آتی این شرکت بخشی دیگری از این گفتگو را تشکیل می دهد. کاترینا فیک همسر آقای باتر فیلد و از بنیانگذاران این سایت نیز در بخش هایی از گفتگو حضور داشته است. در ادامه تحلیل شو فیلد از گفتگو خود با این زوج خوشبخت و فعالیت این سایت را می توانید بخوانید.

استیوارت باتر فیلد حدود یکسال گذشته در کنفرانس ظهور تکنولوژی در سن دیگو کالیفرنیا سایت فلیکر را به عنوان یک سرویس انتشار آنلاین تصاویر (فتوبلاگ) راه اندازی کرد. شروع فعالیت این سایت در آن زمان توجه کسی را جلب نکرد و این سایت خیلی آرام و بی سر و صدا فعالیتش را آغاز کرد. امروز یکسال پس از آن روز و در همان کنفرانس در لپ تاپ های اکثر مدعوین, فلیکر حضور دارد و آنها تصاویر شان را با استفاده از ابزار های این سایت منتشر می کنند. باتر فیلد تبدیل به ستاره بی چون و چرای این کنفرانس شده است و ما گمان می کنیم او اکنون مردی میلیونر شده باشد. شایعه خریداری فلیکر توسط یاهو در کنفرانس رد و بدل می شود و باتر فیلد سعی می کند با یک خشم فانتزی به تکذیب چنین شایعه ای بپردازد { در هفته جاری خبر خریداری شدن فلیکر توسط یاهو در وبلاگ رسمی فلیکر تایید شد }. انتخاب چنین لحنی وقتی که می بینیم لادیکورپ مدیر اجرایی این شرکت نیز برای بیان مطالب جدی از زبان شوخی استفاده می کند چندان عجیب نیست.

من از پنج سال قبل شیفته عملکرد باتر فیلد شدم. در آن زمان او در حال طرح ریزی یکی از برنامه های ابتدایی خود بصورت آنلاین بود. این برنامه در واقع مسابقه طراحی صفحات وب با حجم کد نویسی کمتر از 5 کیلو بایت بود. چندی بعد من متوجه شدم که مسابقه ظاهرا مفرح و ساده او باعث شده است که صفحات وب متعددی با کیفیت طراحی بالایی بوجود بیایند و و به طراحان این فرصت را داد تا هوش و ذکاوت خود را در زمینه طراحی صفحات با کمترین کد به دیگران نشان دهند.

سپس او دو سال از وقتش را صرف ساختن یک بازی چند نفره بزرگ به نام Neverending کرد. این بازی قابلیت اجرای آنلاین را داشت. البته در ماه نوامبر لادیکورپ پایان فعالیت این شرکت بر روی این بازی را اعلام کرد. بر طبق گفته او شرکت متبوعش توانایی کار همزمان بر روی این پروژه و پروژه فلیکر را ندارد. بدین ترتیب این بازی بطور غم انگیزی متوقف شد.

با وجودی که در حال حاضر فلیکر با نام مدیر اجرایی آن لادیکورپ شناخته نمی شود, اما لااقل می توان گفت برای اداره این سایت از یک استراتژی اجماعی استفاده می شود. در واقع عبارت "هدف ما تنها کسب موفقیت است" توصیف درستی از عملکرد اعضای آن است. این مسئله می تواند یک تز عالی برای طرفدارن سابق ویتگنشتن باشد که رتبه اول فلسفه در دانشگاه کمبریج را بدست آورده بود و اکنون در ونکوور کانادا زندگی می کند.

در یکی ار روز های برگزاری کنفرانس و در نیمکت های چوبی بیرون هتل وستین, من و آقای باتر چند ساعتی درباره فیلکر با هم گپ زدیم. او در پاسخ به پرسش من درباره موفقیت کم نظیر سایتش با لبخند معنا داری گفت : "این سئوالی است که من بار ها از خودم پرسیده ام. من فکر می کنم یکی از دلایل آن این است که در مکان و زمان مناسبی فعالیت می کند. دلیل دوم این است که در حال حاضر درصدی زیادی از افراد دستگاه های عکس برداری شخصی شان – نظیر دوربین های دیجیتال و گوشی های موبایل دوربین دار – را همیشه همراه خود دارند و از سوژه های جالب عکس می گیرند. دلیل سوم هم این است که بر قراری اربتاط آنلاین افراد در حال حاضر بسیار اسان شده است و آنها براحتی می توانند با هم در ارتباط باشند. نقطه ای که فلیکر در حال حاضر بر روی آن ایستاده است, دیگر موفقیت فوق العاده برای آن محسوب نمی شود. اکنون بهترین زمان برای ارائه ابزاری است که نه تنها به کاربران امکان ذخیره کردن تصاویرشان در اینترنت را می دهد, بلکه امکان به اشتراک گذاشتن آنها و خواندن کامنت های دیگران در مورد آنها را نیز می دهد.

کاترینا فیک – مدیر هنری اسبق سالن های پذیرایی - یکی از بنیانگذاران فلیکر و همسر آقای باتر فیلد در مورد تاثیرات اجتماعی این سایت می گوید : "فلیکر نسبت به سایت های دوست یابی, قرار گزاری آنلاین و نظایر آنها تاثیر بسیار بیشتری در تبدیل اینترنت به یک رسانه اجتماعی داشته است و موجب شده است تا کیفیت روابط اجتماعی افراد در وب ارتقا یابد. وبلاگ نویسی و به اشتراک گذاشتن تصاویر پدیده های فوق العاده تاثیر گذاری بوده اند. افراد ترس و خجالت کمتری از آنلاین بودن در این زمینه ها را دارند و با اطمینان بیشتری با هویت واقعی شان فعالیت می کنند و بر خلاف چت روم ها با نام مستعار حضور ندارند.

فیک با اشاره به سیاست های آزاد گرایانه فلیکر در مورد لینک به تصاویر می گوید : "کاربران می توانند تصاویر آپلود شده در فتو بلاگ هایشان در فلیکر را در وبلاگ ها و وب سایت خود قرار دهند. چنین مسئله ای باعث می شود تا فلیکر 5 الی 15 پهنای باند خود را صرف پشتیبانی از چنین مواردی کند. مسئله ای ظاهرا تنها هزینه ای اضافی برای این شرکت است. با این وجود باتر فیلد بر این باور است که چنین استفاده هایی از سایت هم بسیار ارزشمند است و فوایدی که از این طریق نصیب فلیکر می شود بسیار بیشتر از هزینه ای است که صرف تامین پهنای باند می شود.

فلیکر نسبت به روز های اولیه راه اندازی اش بسیار بهتر شده است. امکانات اضافی نظیری استفاده از تگ ها برای تصاویر, انتشار کد جاوا اسکریپت برای اشتراک گذاری تصاویر در وب سایت های مختلف و همچنین امکان نوشتن توضیحات در مورد عکس, فلیکر را به ابزاری محبوب تر تبدیل کرده است. در ضمن پیدا کردن تصاویر,طبقه بندی و دسته بندی آنها نیز به شکل تحسین برانگیزی آسانتر شده است. یکی دیگر از امکانات جالب فلیکر امکان ارسال تصاویر از طریق ایمیل کاربران است که می توانند همزمان با فتو بلاگ هایشان در فلیکر, آنها را به عنوان پستی جدید در وبلاگ هایشان نیز قرار دهند.

بخشی دیگری از صحبت های ما مربوط به API (کد های رابط کاربری) بود. باتر فیلد معتقد است که وجود چنین کد هایی عامل بسیار مهمی برای موفقیت سایت محسوب می شود. بویژه بو با اشره به نوع حاضرین در کنفرانس چنین مسئله ای را بیان می کند. او در این مورد می گوید : "لادیکورپ روشی برای ارسال تصاویر توسط کاربران ایجاد کرده است اما API به آنها اجازه می دهد تا با استفاده از کد های API آن برنامه هایی بنویسند که امکانات کاربردی را به این ابزار اضافه کنند. من تا به حال نمونه هایی زیادی از این برنامه را مشاهده کرده ام. یکی از برنامه های نوشته شده, برنامه محافظ صفحه نمایش (Screen Saver) بود که با استفاده از تصاویر فلیکر کار می کرد. برنامه نویس دیگری, برنامه تولید کاغذ دیواری (Wall Paper) نوشته بود. به تازگی هم شخصی برنامه کارت پستال فلیکر را نوشته است. یکی از برنامه نویسان ابتکار جالبی به خرج داده است. در برنامه او تگ های تصاویر با رنگ های متفاوت جمع آوری می شود و با آنها شکل رنگین کمان را در خروجی نشان می دهد. اگر ما هم اکنون از کاربرانمان یک نظر سنجی کنیم, بعید می دانم که کسی از آنها بگویند « ما به خاطر کد های API به فلیکر آمده ایم ». اما خیلی از آنها بطور غیر مستقیمی تحت تاثیر این کد ها قرار گرفته اند ". البته هنوز نامی برای برنامه هایی کاربردی نوشته شده توسط کد های فلیکر انتخاب نشده است. من به شخصه آنها Flickros می نامم. برگرفته از دو لغت فلیکر و ماکرو. هر چند من فکر نمی کنم این اصطلاح همه گیر شود.

فیک در مورد سو استفاده های احتمالی افراد از سایت فلیکر برای راه اندازی سایت پورنو و تبدیل کردن آن به یک میزبان عکس های مستهجن می گوید : "ما فکر نمی کنیم در این زمینه مشکلی بخصوصی وجود داشته باشد. زیرا ما در ابتدای فعالیت سایت بسیار هوشمندانه عمل کرده ایم. بسیاری از سایت های ارائه کننده موبایل بلاگ – که از طریق آنها افراد می توانند با گوشی های موبایل پست هایشان را بفرستند – تقریبا تبدیل به سایت های پورنو شده اند, زیرا گردانندگان آنها نمی توانند به سرعت پست های غیر اخلاقی کاربران را حذف کنند. به محض ارسال پستی توسط یک کاربر خوانندگان می توانند آنرا مشاهده کنند. بنابراین سو استفاده از چنین سایت هایی غیر قابل اجتناب به نظر می رسد, هر چند ما تمام تلاش خود را می کنیم تا از بروز آنها جلوگیری کنیم.

فلیکر هنوز در وضعیت بتا قرار دارد و راهی طولانی برای تبدیل به یک ابزار موفق جهانی دارد. فلیکر در حال حاضر ضعف هایی دارد که با بر طرف کردن آن می تواند به سایتی محبوب تر تبدیل شود. باتر فیلد می گوید : "ما باید نسخه های سایت به چند زبان دیگر غیر از انگلیسی را بزودی منتشر کنیم و همچنین سیستم پرداخت بین المللی مان را راه اندازی کنیم تا افراد در سراسر دنیا بتوانند سرویس های پولی ما را خریداری کنند. در حال حاضر با استفاده از سایت های PayPal کاربران می توانند از ما خرید کنند. سهم بزرگی از عکس های فتوبلاگ های ما مربوط به ژاپن و انجمن های علمی و تخصصی آنهاست. افراد زیادی هم در کشور امارت عکس های اتومبیل ها و ویلا هایشان را در فتوبلاگ های فلیکری خود منتشر می کنند. البته مشخص است که روز به روز بر تعداد کاربران ما افزوده می شود و تصاویر موجود متنوع تر خواهد شد. ما به دنبال تثبیت کردن اینترفیس خود هستیم. من مطمئن هستم که فلیکر می تواند خرده فرهنگ های متعددی را ایجاد کند.

باتر فیلد در باره امکانات چاپی فلیکر می گوید : "ما در حال حاضر در تلاش برای اضافه کردم قابلیت پرینت گرفتن از تصاویر هستیم. چنین قابلیتی یک عامل کلیدی برای عکاس های عکاسی و فتو بلاگ ها محسوب می شود. هم اکنون ما ابزاری به نام Qoop را به سایت خود اضافه کردیم که با توجه خواسته کاربر عکس ها را برای او چاپ می کند. هفته گذشته ما در دفتر کارمان تعداد زیادی از تصاویر شخصی من و کاترینا را با استفاده از این ابزار چاپ کردیم. ممکن است در این تصاویر, بتوانید عکس های مربوط به شهر محل زندگی تان, نیمه شب در توکیو و ساعت 11.15 دقیقه در میدان لستر انگلستان را ببینید.

پس از یک سال فعالیت سایت فلیکر, تعداد تصاویر آپلود شده در دیتابیس آن به بیش از 3.5 میلیون قطعه رسیده است و 82 درصد از تصاویر در وضعیت عمومی Public قرار دارد و همه کاربران اینترنتی می توانند آنها را مشاهده کنند. اکنون فلیکر تبدیل به یک منبع ازرشمند و بزرگ جهانی تصاویر شده است و ما صرفا باید از امکانات آن استفاده کنیم و اوقات خوشی را سپری کنیم.

منبع : گاردین

توضیح : این مطلب در روزنامه شرق به علت خاصی کوتاه شده و تقریبا خلاصه شده است. زیرا مسئول صفحه کامپیوتر فلیکر را ابزاری تازه بوجود آمده می دانست و معتقد بود هنوز خیلی از خوانندگان شرق با آن آشنایی ندارند و اختصاص قسمت وسط صفحه به آن موضوعیتی ندارد.

کوچه همان کوچه است

دو سه روزی وضع اینجا خوب نبود. حاشیه های آزار دهنده جای متن رو گرفته بود. هنوز هم نمی دونم این حاشیه های باقی یا نه و باز هم کسی دوست داره با جنجال تنفس کنه یا نه. ولی به هر حال از امشب کوچه وضع عادیش بر می گرده. یه وبلاگ تقریبا تخصصی کامپیوتری و اینترنتی. امیدوارم دیگه این قضایا تکرار نشه و کسی بیخود و بی جهت مشکل ایجاد نکنه و بزاره اینجا هم به خوب یو خوشی آپدیت شه. از همه دوستان عزیز که در این جنگ برابر یا نا برابر با کامنت ها و ایمیل ها اظهار محبت کردند ممنون. قول می دم باز هم اینجا همونی بشه که باید باشه. راستی این دو سه روزه دو تا مطلب برای شرق و دنیای اقتصاد نوشته بودم. اینقدر درگیر این جنگ های خاله زنکی که برای این وبلاگ درست کرده بودند شدم که یادم رفت ایتجا بزارمشون. پست های بعدی به اون مطالب اختصاص داره. باز هم برای اون دوست عزیز آرزوی موفقیت می کنم. به امید اینکه این پست آخرین مطلبی باشه که در این باره می نویسم.

دوشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۴

من خودم css ام و برای کسی هم متاسف نیستم

می دونید خیلی چیز ها رو میشه تو مدرسه و دانشگاه و یا از طریق کتاب و اینترنت یاد گرفت. Css هم یکی از اوناست. کافیه کتاب HTML ناقوس رو بخرید بهتون تضمین می کنم ظرف حداکثر چند هفته اگه یه کم استعداد داشته باشید می تونید Css باز خوبی بشید و کد های منسوخ شده Html رو به کد های دوست داشتنی Css ای تبدیل کنید و لذتشو ببرید. البته css که عددی نیست می تونید Asp.net,C++,C#و ... رو هم از این طریق یاد بگیرید. حتی خیلی از تکنیک هایی که هیچ کتابی یاد نمی ده رو هم می تونید از طریق تجربه یاد بگیرید. ما خودم خیلی از چیز هایی رو که از c یاد گرفتیم از طریق help اش با اون قیافه غیر دوست داشتنیش یاد گرفتیم. یادش بخیر چقدر جون می کندیم – و الان هم می کنیم – تا بفهیم اون تابع نامرد قراره چی کار کنه. در مقابل خیلی چیز ها هم هست که از اول ابتدایی قرار بوده فرو کنند تا کله مون ولی هیچوقت نشده که بشه. اون هایی که دروغ میگن همشون می دونند این کار بده اما می گن چون به منافعشون گره خورده. همه می دونیم رعایت حقوق آدم های دیگه کار واجبیه اما چون ممکنه بر خلاف مصالح ما باشه له شون می کنیم تا راحتر جلو بریم. گرچه می دونیم توهین به دیگران کار خیلی زشتیه اما برای آرامش لحظه ای مون حاضریم جلوی چشم 1000 ها نفر به کسی فحش بدیم و اصلا هم از خودمون نپرسیم کارمون درست بوده یا نه.
همیشه آروم و بدون حاشیه بودن هم خوب نیست. اینطوری ظاهرا خیلی حال نمی ده. بعضی ها هم باید مثل خداداد تو فوتبال باشند. هر روز حاشیه درست کنند. چون اگه امثال او نباشند بعضی ها ممکنه یادشون بره اصلا فوتبالی هم هست. بنابراین شاید خیلی عیب نداره بعضی از این بازیکنا مثل گل محمدی که انگار مادر زاد بااخلاق به دنیا اومدن هم یه زمانی شلوغ کنند و یادشون بره حاشیه مهمتر از متن نیست و با یقه درگیر شند. تو فضای وبلاگستان هم این مسئله صدق می کنه و اون وبلاگ آروم ها هم می تونن یه زمانی شلوغ بازی در بیارن تا این جو سرد و خشک یه کم بشکنه. دیشب بود که یکی از بلاگر های عزیز پستی نوشت و به نظر من لحنی خیلی توهین آمیز به من داشت. سعی نکردم من هم وارد حاشیه بشم و بهش ایمیل زدم و خواهش کردم با سلام و صلوات اون پست رو بردارند و اجازه بدند تا وبلاگم کارکرد خودشو داشته باشه و نشه محلی برای جنگ و جدال دو نفره. اما ایشون رسم حوانمردی رو بجا نیاورد و ایمیل من رو پی نوشت پستش کرد و وبلاگش پینگ شد تا شاید عده بیشتری مطلع شوند.
صبح قبل رفتن به سر کار دیدم انگار ایشون قصد نداره همه چیز ختم بخیر بشه. اما من هم سعی نکردم جواب مشت رو با مشت بدم. بنابراین یه آموزش css نوشتم تا کسی نتونه مدعی بشه این سری کد ها در اختیار مطلق کسیه. نوشتم حاضرم هر چی درباره Css بلدم رو اینجا بنویسم تا بقیه بخونند و شاید استفاده بکنند. گفتن حاضرم مسابقه بدم سر طراحی. البته بخاطر اهمیت پست مربوط به جلسه وبلاگ نویسان سعی کردم اون یادداشت پست اول سایت نباشه تا این مسئله حاشیه ای مانع از خونده شدن مطلب اصلی نشه.
قصد داشتم از امشب به طور منظم تکنیک های Css رو اینجا بنویسم و حتی اینجا رو بکنیم css کده.می خواستم تمام قالب هایی رو که برای ام تی و بلاگر درست کرده بودم بزارم اینجا. اینطوری لااقل می تونستم به چند تا از ایمیل هایی که تقاضای قالب قبلی مو داشتن هم جواب بدم. اما پست جدی ایشون کمی سردم کرد. کمی بی خیال شدم. ولی فکر می کنم کسی که همه نکات Css رو بلد باشه بهش بشه گفت کپی کار و ناشی. اگه کسی سلیقه طراحیش به شما نزدیک بود فکر نکنید دزدی نامرده برای کش رفتن کدتان. بابا یه لحظه فکر کنید اون ممکنه خیلی طراح بهتری باشه _البته من ادعای بهتری از ایشون را ندارم چون این حرف ها رو خاله زنکی می دونم).
نشستم همین یه ساعته قالب اینجا رو عوض کردم. اصلا تکنیک طراحی شو تغییر دادم. این قالب رو برای این عوض نکردم که از کسی ترسیده باشم. این کار رو کردم تا بگم اگه یک نفر Css بلد باشه دلیل نمی شه که بقیه بلد نباشن. اگر از یک سری تکنیک ها استفاده می کنیم دلیل نمی شه که بقیه نباید این کار رو بکنند. من روز های بعدی کد های این قالب و یا قالب قبلی رو می زارم اینجا و حاضرم بطور تشریحی آموزششون هم بدم. البته پست قبلی هم گفتم برای من Css اصلا برنامه نویسی وب محسوب نمی شه. دونستن asp.net, php و ... برای این کار مهمه. فکر می کنم اگه کسی ادعای برنامه نویسی داره باید تو اون زمینه ها قوی باشه نه css.
وقتی با تهمت طراحی ناشی روبرو شدم. غصه ام گرفت. اما سعی کردم منطقی باشم. خواستم بجای جوابیه های بی خاصیت پست های آموزشی css طراحی قالب رو بذارم اینجا. از این به بعد هم سعی می کنم همین کار رو کنم. فکر می کنم این بهترین جواب باشه برای بی انصافی. در ضمن من عادت ندارم لینکی رو که دادم بردارم حتی اگه برای دشمنم باشه. این حرکت تونه اصلا درک نکردم. راستی امیدوار باشم این پست من آخرین مطلب در باره این غائله باشه. چون فکر می کنم من یکی لااقل کار های مهمتری دارم غیر جواب دادن. به این امید که به قول خودت در آینده دوست های خوب باشیم برای هم لااقل دوست های Css ای.

روش ساخت ناوبر برای وبلاگ ها و وب سایت ها

مقدمه : یادش بخیر. استادی داشتیم و هنوز هم داریم البته. چون الان ترم هشتم و فقط یه درسم مونده دیگه باهاش واحدی ندارم. همیشه می گفت برید خدا رو شکر کنید که این رشته رو قبول شدید چون بهترین رشته دانشگاهیه. البته سر کلاس طراحی و پیاده سازی و مهندسی نرم افزار کمی نظرش عوض شده بود. چون می گفت ما مهندسان نرم افزار برای خودمون حق امضا نداریم و مثل مهندسان مثلا عمران نیستیم که نتونه کسی غیر ما پروژه رو ور داره و تایید کنه. راست هم می گفت وقتی هر کی با دو تا ترم درس خوندن تو آموزشگاه ادعای برنامه نویسی C# و ASP.net می کنه در حالیکه اصلا اصول اولیه برنامه نویسی رو نمی دونه خیلی ناراحت کنندست.

یادمه تابستون دو سال پیش بود که کتاب HTML ناقوس و خریدم و موقع استراحت سر کار می خوندم. خیلی ازش خوشم اومد بویژه تکنیک برنامه نویسی با css. راستش به نسبت خیلی چیز ها آسونتر بود. اونروز ها خیلی با وبلاگ نویسی آشنا نبودم. ولی با همون چیز های که یاد گرفته بودم چند تا سایت استاتیک درست کردم.

من طراح وب هستم و امیدوارم خیلی ها بدونند این کار با طراحی قالب فرق داره. چیدن یه سری کد css نهایتا کنار هم بدون برنامه نویسی کار بچه های ترم یکی کامپیوتر هم نمی تونه باشه چون بیشتر شبیه یک بازیه. طراحی قالب هم برای من فقط یک سرگرمیه. چون از ور رفتن با css خیلی خوشم می آد. تقلید کردن از کد های یک طراح بیشتر شبیه یک شوخیه.

خیلی از تکنیک های css ثابت اند و خیلی ها ازشون استفاده می کنند مثل همین تکنیک دکمه های ناوبر. اینکه شخصی با چند خط css یاد گرفتن بقیه رو متهم به تقلید از اون کنه اصلا نمی تونه برام جدی باشه. هیچ کس حق نداره بگه حق کپی رایت ناوبر با تکنیک لیست نامرتب مثلا برای منه. من روز های بعد هم بقیه تکنیک های Css رو که در این وبلاگ بکار رفته رو آموزش می دم تا خدای css ایران زحمت افشا کردن کد های کسی رو نکشه. در ضمن امیدوارم کسی که ادعای طراحی داره در باره کد باز و اوپن سورس هم چیزکی بداند. راستی لینک هم ندادم تا بگم من دنبال تحقیر شخص خاصی نیستم و هر قدر اون تلاش برای ضایع بازی در بیاره من دم به تله اش نمی دم و اجازه نمی دم وجهه ای که برای این وبلاگ به زحمت بدست آوردم فدای ماجرا جویی های سخیف کسی بشه. امیدوارم به او توهین هم نکرده باشم چون این یه مورد کار اصلا تو کت من یکی نمی ره.

نکته آخر اینکه من قالبم رو برای IE طراحی کردم و برام مهمه که تو اون درست نشون داده بشه اگه به کم تو اندازه با FF مشکل داره خیلی مهم نیست. حدودا کمتر از 6 درصد خواننده های اینجا از FF استفاده م کنند و تازه به نسبت خیلی سایت و وبلاگ ها با اون همخونی بیشتری داره. درست کار کردن یک قالب در یک مرورگر مشخص اصلا نشونه کار درستی نیست. امیدوارم به اندازه کافی مفهوم باشه

اگر به بالای قالب وبلاگ من نگاه کنید, دکمه هایی را می بینید که با حرکت موس بر روی آن رنگشان عوض می شود. من به این دکمه ها ناوبر می گویم, چون در واقع برای انتقال بین صفحات مختلف وبلاگ بکار می روند- البته وبلاگ صفحات جانبی زیادی ندارد و این دکمه ها را بیشتر برای زیباتر شدن قرار داده ام - .همین Home, About, Xml, Messageو About. در این پست می خواهم نحوه ساخت چنین دکمه هایی را به شما آموزش بدهم. تکنیک بکار رفته در این پست لیست های نامرتب Unorder List است. البته تکنیک های دیگری هم برای ساخت چنین ناوبر هایی وجود دارد که من در قالب قبلی ام از آن تکنیک استفاده کرده بودم. به هر حال در این پست همان تکنیک جدید را آموزش می دهم.

مراحل ساخت

قبل از اینکه css هم وارد کار شود و طراحان سعی کنند بجای تگ های منسوخ شده html از css استفاده کنند, این تگ ها وجود داشتند و خیلی آنها را با نام لیست می شناسند. به تکه کد زیر نگاه کنید. سعی کنید در هر مرحله این کد ها را در Note Pad با پسوند .html ذخیره کنید و با مرورگرتان نتیجه کار را ببینید.

<ul>
        <li>Item 1</li>
        <li>Item 2</li>
        <li>Item 3</li>
        <li>Item 4</li>
        <li>Item 5 we'll make a bit longer so
            that it will wrap</li>
</ul>

حالا سعی می کنیم این کد ها را در داخل تگ div قرار بدهیم. آی دی Button را هم به div اعمال می کنیم.

<div id="Button">
<ul>
         <li><a href="<$BlogURL$>">Home</a></li>
        <li><a       href="http://amirfs.blogspot.com/atom.xml">Xml</a></li>
        <li><a href="mailto:amirfs@gmail.com">Email</a></li>
        <li><a href="ymsgr:sendim?sarzaminshomali">Message</a></li>
        <li><a href="">About</a></li>
</ul>
</div>

در این پست سعی می کنم از استایل شیت خارجی استفاده کنم. بنابراین کد های مربوط به آی دی Button را در قسمت style بالای صفحه تعریف می کنم. برای این کار در بالای صفحه قبل از تگ بسته </head> باید در میان تگ های باز و بسته <style> و </style> کد های زیر را قرار دهید. چون در قالب من این دکمه بالای دو ستون لینک ها و لینکدونی قرار می گیرند, بنابراین عرض کلی ستون 300 در نظر گرفته شده است. دقت کنید من این اندازه و نوع فونت رو بر اساس علاقم انتخاب کردم. اگر سایز فونت شما بزرگتر باشه ممکن عرض کل دکمه ها از 300 بیشتر بشه و بنابراین دکمه تو یه خط جا نگیرن و بنابراین انوقت باید سایز 300 را بیشتر کنید تا تو یه خط جا شوند.

#Button {

width: 300px;

font-size:10px;

font-family:tahoma;

margin-top:10px;

}}

کد ها را دوباره ذخیره کنید و نتیجه را ببینید. به بولت های سمت چپ نگاه کنید. چنین بولت هایی برای ما که قصد داریم با استفاده از این کد ها دکمه های ناوبر درست کردیم, چندان مناسب نیست. پس با اضافه کردن این کد به استایل آن بولت را حذف می کنیم. دقت کنید این کد را در همان محدوده استایل اضافه کنید.

#Button Ul{
list-style: none;
}

حالا با توجه به اینکه دکمه های ناوبر ما باید خطی کنار هم قرار بگیره. کافیه به css بگیم که این لیست رو خطی نشون بده. برای این کار به #Button Li کد نمایش خطی رو اضافه کنیم.

#Button li {

DISPLAY: inline;

}

حالا نتیجه را مجددا مشاهده کنید.می بینید که براحتی تونستیم این دکمه ها رو خطی کنیم. اگه نتیجه کار خیلی راضی تون نمی کنه. زیاد ناراحت نشید. چون با چند تا اضافه کردن آی دی اون قضیه هم حل میشه. بنابراین اصل تکنیک همینی بود که تا اینجا گفته شد. حالا در ادامه سعی می کنیم دکمه ها رو به شکل زیبایی در بیاریم.

با توجه به اینکه محتویات هر یک از این دکمه ها یک لینکه, سعی می کنیم کاری کنیم که هر لینک در داخل یک کارد قرار بگیره. درست شبیه وبلاگ خودم. البته رنگ کادر دور این دکمه خیلی کمرنگه باید خوب نگاه کنید. برای این کار این آی دی را به بخش استایل ها اضافه کنید.

#Button li a }

padding: 5px;

border: 1px solid #DAE0D2;

color: #000000;

font-weight:bold;

text-decoration: none;

{

برنامه دوباره اجرا کنید. تنها چیزی که مونده اینکه کاری کنیم با حرکت موس بر روی این دکمه رنگشون عوض شه. ما می خواهیم با حرکت موس رنگشون سبز کمرنگ شه.

#Button li a:hover {

border: 1px solid #f3f3f3;

background-color: #f3f3f3;

color: #000000;

{

این پست رو خیلی سریع و در عرض چند دقیقه و برای پاسخ دادن به شخصی که فکر می کنه خدای css هست نوشتم تا بگم کار کردن با css چقدر آسونه و اینقدر پز دادن نداره. برادر عزیز تکنیک هایی که ما بکار می بریم همگی تکنیک های شناخته شده ای هستند که قبل از ما صد ها نفر ممکنه از اونا استفاده کرده باشند. من هم این تکنیک رو از سایت ALA یاد گرفتم . هر چند کار خیلی مشکلی نبود. در روز های بعد درباره سایر تکنیک های css باز هم خواهم نوشت و هر چی بلدم رو سعی می کنم به بقیه یاد بدم تا اونا هم استفاده کنم و اصلا اگه بخواد باز هم صحبت های محترمانه من با خودش رو با بی ادبی و لحن تحقیر آمیز جواب بده اصلا می رم و یه کتاب css می نویسم. اصلا حاضرم با هات مسابقه بزارم برای طراحی. هر چند اصلا دوست ندارم این وبلاگ به حاشیه کشیده بشه. و بجای کارکرد اصلی محلی باشه برای پاسخ به پست های توهین آمیز شما.

یکشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۴

سایه سنگین غیبت معین بر جلسه مشاورتی اش با وبلاگ نویسان

کاریزما نبودن شخصیت دکتر معین بیشترین حرفی بود که در جلسه مشورتی امروز با وبلاگ نویسان از دهان وبلاگ نویسان و سران مشارکت خارج شد. این که باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید واقعا امروز مصداق داشت. جلسه که قرار بود در آن معین به مشاورت با وبلاگ نویسان بپردازد, بدون حضور او برگزار شد. البته گفتند این عدم حضور تعمدی بوده تا بچه ها راحت تر حرف بزنند و من هرگز نفهمیدم چرا؟ و فکر می کنم اگر روبرو با بچه ها حرف می زد پاسخی بسیاری از شبهات داده می شد و تصویری بهتری در ذهن همه شکل می گرفت. هنوز نمی دانم مسئول اتخاذ تصمیم نیامدن معین چه کسی بوده است ولی هر کس چنین پیشنهادی داده بود فرصتی خوبی از معین و مشارکت گرفت.

حوالی 5/5 بعد از ظهر به محل جلسه رسیدم – یا به قول ابطحی محل قرار وبلاگی - . نگهبان دم در بیش از حد گیج بود. نوشته های روی برد را خواندم و متوجه شدم باید به طبقه اول برم. در ورودی سالن چند چهره آشنا به چشم می خورد. تاج زاده, خانیکی و تاجر نیا. الپر هم در بود. با سلام و علیکی کردم و وارد سالن شدم, میز بزرگی در وسط قرار داشت و دور آن هم تعداد زیادی صندلی قرار داشت. بیشتر شبیه تحریریه روزنامه های سنتی بود. چند دختر و پسر هم دور آن نشسته بودند. من هم که اولین بار در چنین جمعی شرکت می کردم هیچ کس را نمی شناختم. احتمالا همه شان وبلاگ نویسان معروفی هستند. البته در گوشه ای از سالن حنیف مزروعی نشسته بود. پوراستاد هم روی یکی از صندلی ها نشسته بود.من هم در یکی از صندلی های ردیف دوم میز نشستم. چند دقیقه بعد چهره آشنایی از مقابلم رد شد. ابطحی وب نوشت با آن هیبت بزرگ. با خوشرویی پاسخ سلامم را داد و در یکی از صندلی ها نشست. کم کم چند چهره آشنا تر هم وارد سالن شدند. عیسی سحر خیز و تاج زاده. جلسه تقریبا در حال شروع شدن بود. من هم در یکی از صندلی های ردیف جلویی میز نشستم. تاج زاده دقیقا کنار من نشست. راستی او زمانی معاون وزیر کشور بوده ها.

جلسه با صحبت های امین زاده – که ابتدا نشناختمش – معاون وزیر خارجه آغاز شد. او خبر نیامدن معین را داد و از بچه ها خواست نظراتشان بگویند. کلا مبهم حرف زد و معلوم نکرد در این جلسه درباره چه چیزی قرار است بحث شود. تا آخر هم البته معلوم نشد. سپس علی قدیمی به عنوان اولین وبلاگ نویس شروع به حرف زدن کرد. او از اینکه مشارکتی ها بعد از 8 یا 4 سال به فکر آنها افتادند گلایه کرد و نسبت به استفاده ابزاری از ایشان انتقاد کرد و وبلاگ نویس شدن معین را شیطنت آمیز دانست. سحر خیز پاسخ او را داد و اعلام کرد در قضیه بازداشت وبلاگ نویسان تنها آنها مدافع حقوق بلاگر ها بوده اند. حنیف را هم مثال زنده این ماجرا دانست که تقریبا روبروی من نشسته بود. الپر هم درباره اینکه ما می توانیم درباره مسائل IT, فلیترینگ و کیفیت افتضاح اینترنت از معین سئوال کنیم و برنامه هایش را بدانیم. البته سحرخیز طرح چنین موضوعاتی را در چنین جلسه درست نمی دانست و مصرانه اصرار داشت باید به فکر چاره ای برای دفاع و حمایت بهتر از معین باشیم. ابطحی هم چند کلمه ای صحبت کرد. کلا صحبت های ابطحی بخش بامزه جلسه بود و در عین جدیت موجبات خنده حضار را هم فراهم می کرد.

کم کم جلسه شلوغتر شد. وبلاگ نویسان دیگری آمدند که البته بخاطر کمبود جا در ردیف دوم نشستند. من هم هیچکدام را نمی شناختم. تاج زاده هم از کنار بلند شد و دختر خانمی که ظاهرا نویسنده وبلاگ صورتک بود در کنارم نشست. بحث اکثر بچه ها در آن دقایق این بود که ما به معین رای می دهیم چون از قدرت گرفتن دیگران می ترسیم. از این می ترسیم که اجمدی نژاد و قالیباف رئیس جمهور شوند. سخنان علی معظمی در میان از همه قشنگتر بود. او گفت شما – مشارکتی ها – هر وقت که بهتان اعتماد کردیم پشیمانمان کردید. مثال او هم قضیه انتخابات مجلس هفتم و قانون مطبوعات در مجلس ششم بود که با حکم حکومتی از صورت جلسه خارج شد. من هم چند دقیقه ای حرف زدم. حرف هایم هم مثل همه تکراری بود. البته خودم را معرفی نکردم و فکر نمی کنم بجز الپر و آقای پور استاد کسی در آن جمع مرا می شناخت. جلسه دقایقی هم به خنده و تفریح می گذشت. ظاهرا حرف های اصلاح طلبان خیلی کسی را راضی نمی کرد. البته هیچ کدام از دو گروه هم انگیزه کافی برای بحث کردن نداشتند. من با وجود تمام علاقه ام به ابطحی از اصرار مدام او برای زودتر تمام شدن جلسه اصلا خوشم نیامد.

در کل فکر می کنم 40 50 نفری در جلسه بودند. البته شاید تعداد وبلاگ نویسان واقعی 30 نفر بود. در اواخر جلسه تاج زاده حرف های مهمی زد. او گفت ما در طول هست سال 15 16 اشتباه داشتیم و هر وقت از مردم جدا شدیم ضربه خوردیم. او بازگشت روز های 76 و پیوند عمیق دولت و ملت را محال دانست. البته اظهار امیدواری کرد که بتوانند پیروز شوند. او قبول داشت که معین باید شفاف تر و صریح تر حرف بزند. تقریبا همه موافق بودند که معین شخصیت کاریزمایی ندارد و سخنران خوبی هم نیست. حتی یکی از وبلاگ نویسان از تاج زاده گله کرد که چرا چنین جلسه ای را قبل از انتخاب معین نگذاشته اند تا به ببینند اصلا معین گزینه مطلوب جوانان هست یا نه ؟ سخنان آخر جلسه ای سعید شریعتی رئیس دفتر سیاسی مشارکت هم اصلا جالب نبود. خیلی شعاری و حتی رمانتیک حرف می زد. انگار دارد متن ادبی می خواند. حرف هایش عمدتا با خنده جمع روبرو بود. حنیف هم چند دقیقه ای حرف زد. نکته ای جالبی از آیت ا... هاشمی و نگاه منفی او به کامپیوتر و اینترنت گفت. او گفت هاشمی شاهرودی به آنها گفته در اتاق کامپیوتر را به روی فرزندانش قفل می کند چون می ترسد آنها فیلم های بد نگاه کنند. حنیف می گفت برای او بولتن های درست کردند که در آن محتوای سایت و وبلاگ هایی که حاوی توهین به ائمه است.

نیما افشار نادری هم در اواخر جلسه صحبت های کنایه آمیزی گفت. او اعلام کرد سومین وبلاگ نویس فارسی است اما بخاطر حکومتی شدن و مشارکتی شدن این پدیده بعد از چند ماه وبلاگ را کنار گذاشته است. او انتخاب نام ایرانیان برای سایت معین را هم نوعی فریب کاری در حق صاحب سایت ایرانیان آقای جاوید دانست. تاج زاده هم قول داد اسم سایت رو عوض کنند. نکته جالب باز هم ابطحی بود که آخر سر هم متوجه نشد قضیه سایت ایرانیان چه بوده است.

جلسه ساعت هست تمام شد. من فکر می کنم علیرغم اینکه نتیجه روشنی نداشت اما جمع شدن چند وبلاگ نویس معروف کار جالبی بود. لااقل همه بر سر یک نکته توافق داریم که برای ترس از رئیس جمهور شدن قالیباف, رفسنجانی, احمدی نژاد و ... هم که شده باید به معین رای داد. حتی اگر هیچ دلیل دیگری نداشته باشیم. ایکاش اگر جلسات دیگری هم قرار است برگزار شود با هماهنگی بیشتری برگزار شود. صورت جلسه مشخص باشد. خود دکتر معین باشد. اصلاح طلبان یه کم با حس و حال بیشتری حرف بزنند و لااقل بتوانیم برای حمایت بیشتر از معین کار جدی بکنیم. راستی یکی از بلاگر های نا شناس هم از تاج زاده می خواست که به سوی استفاده از تلویزیون های ماهواره ای بروند. ابطحی هم تیکه قشنگی به او انداخت و گفت که مطمئنید در ایران زندگی می کنید.

حاشیه : این مطلب رو خیلی هول هولکی و تند تند نوشتم. اگر کسانی از قلم افتاده اند شرمنده. خیلی ها را هم نمی شناختم. اگر هم غلط املایی در این متن وجود دارد به بزرگواری خودتان ببخشید. فرصت دوباره بازخوانی نداشتم.

برندگان دعوتنامه های پرشین گیگ مشخص شدند

تقاضا برای دریافت دعوتنامه پرشین گیگ بسیار زیاد بود. تا حالا 11 نفر در وبلاگ کامنت گذاشتند و دعوتنامه خواستند و تقریبا همین تعداد هم ایمیل زدند. تعداد دعوتنامه های من هم محدوده. یعنی فعلا چهار تاست. بنابراین تصمیم گرفتیم یه قرعه کشی عادلانه کنم, مثل مسابقه های تلویزیونی. برای اینکه کارم بیشتر تلویزیونی و لوس شه افراد رو دو دسته کردم. 2 دعوت نامه برای بچه هایی که ایمیل زدند و 2 تا هم برای بچه هایی که کامنت گذاشتند. شما فرض کنید همون قضیه تهرونی ها و شهرستانی ها که معمولا نصف جایزه ها رو میدن به تهرونی ها و نصفی هم به شهرستانی ها. حالا فرض کنید ایمیلی ها شهرستانی و کامنتی ها هم تهرونی. باید از بین 21 نفر برای 4 تا دعوتنامه قرعه کشی می کردم. خداییش نامردی نکردما. ایمیل های همه رو نوشتم و به هر کدوم یه شماره دادم و شانسی به یکی از دوستام که اتفاقا همون لحظه داشت تلفنی با من حرف می زد, گفتم دو تا شماره رو بگه. نفرات 3 و 7 برنده شدن. این برنده های خوش شانس تهرونی ما آقایان صادق جم و شغاد هستند. الان هم دعوتنامه به آدرسشون ارسال شده. شرمنده همه دوستان دیگه. با وب مستر پرشین گیگ صحبت می کنم اگه حاضر بشه چند تا دعوتنامه جدید بهم بده براتون می فرستم البته باز هم قرعه شکی داره. اصلا مزه اش به همین قرعه کشیه.

توضیح : البته امشب سایت یه کم ظاهرا مشکل داره و امکان ارسال وجود نداره. در اولین فرصت برای برنده ها فرستاده میشه.

شنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۴

تعداد وبلاگ های سرویس بلاگر به بیش از هشت میلیون رسیده است

بر اساس گزارش موسسه توسعه perseus که وظیفه بررسی تحقیقات اینترنتی را بر عهده دارد, سرویس بلاگر با میزبانی بیش از هشت میلیون وبلاگ در صدر لیست سرویس های میزبان بلاگ از نظر تعداد است. سرویس وبلاگ Live Journal نیز با میزبانی 6/6 وبلاگ در رده دوم قرار دارد. سرویس وبلاگ مایکروسافت که با نام MSN Space شناخته می شود و تنها چند ماه از فعالیتش می گذرد, توانسته با میزبانی 5/4 میلیون وبلاگ با جهش بزرگ خود را به رده سوم جدول برساند. نکته نا امید کننده برای بلاگر اسپم بودن و بی مصرف بودن بخش عمده ای از وبلاگ های این سرویس دهنده است. کارشناسان پیش بینی می کنند MSN Space با توجه به محبوبیت کم نظیری که در بین کاربران بدست آورده است بتواند در تابستان امسال از سرویس بلاگر در میزان وبلاگ های تحت پوشش سبقت بگیرد و به رده اول برسد.

راستی فکر می کنید تعداد وبلاگ های تحت پوشش پرشین بلاگ چقدر است ؟

مشاهده : آماری از عملکرد سرویس بلاگفا

منبع : کوچه به نقل از Market Watch

جمعه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۴

قالب جدید برای کوچه + دعوت نامه جی میل, پرشین گیگ

قالب وبلاگ رو عوض کردم. فکر کنم بهتر از قبلی شده باشه. سرعت لود شدنش بیشتره و ساید بار هم به سنگینی قبل نیست. فعلا جمیع دوستان نسبت به این قالب جدید نظر مثبتی داشتند. شما هم اگر نظر دارید حتما بگید. قالب جدید با فایرفاکس هم مشکلی نداره و تنها لینک های لینکدونی را نشون نمی ده و هنوز هم علتش رو متوجه نشدم. در ضمن تعدادی زیادی دعوتنامه جی میل هم موجوده اگه کسی مونده که هنوز جی میل دار نشده کافیه در کامنت آدرس ایمیلش رو وارد کنه تا یه دعوتنامه براش فرستاده بشه. دعوتنامه پرشین گیگ هم به تعداد محدودی موجوده اگه تقاضا زیاد باشه با قرعه کشی داده می شه. روز نوشت هم بزودی سر جاش بر می گرده و همه چیز روال سابق رو پیدا می کنه.