پنجشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۵

جناب سروان

ديروز جشن سردوشي به خوبي خوشي برگزار شد. امروز امريه هامون رو دادن. البته روزي 5 6 ساعت معطل شديم. نتيجه تقسيم خيلي بد نبود. از امروز ديگه ستوان دوم وظيفه شدم. از اين به بعد مي تونيد منو جناب سروان J هم خطاب كنيد. هر چند تو خود سازمان خيلي افسر وظيفه ها رو جدي نمي گيرند. اميدوارم ساعت تعطيل شدن روزانه مون يه جوري باشه كه بعد از ظهر ها به كار و زندگي برسيم.
فعلا كه ذهنم پر شده از به چپ چپ و عقب گرد و رژه. شب ها كه خونه مي آمدم كه با خودم تمرين رژه مي كردم و همش خواب پادگان و فرمانده رو مي ديدم. به نظرم مفيد ترين قسمت آموزشي، ورزش هاي صبحگاهي و دويدن هاش بود. تو اين دو ماه 5 6 كيلويي لاغر شدم كه فكر مي كنم اصلش مال همون يك هفته اول بود كه به غايت اذيت شديم.
بهترين خاطرات من از سربازي مربوط به روز هاي اردوگاه تلو بود. خوابيدن 11 نفر تو چادر و دقايقي ديگه نظيرش هرگز تكرار نمي شه. چند روز آخر هم خيلي خوب بود. چون وقتي بيشتري براي بودن در كنار بچه ها وجود داشت. به هر حال اميدوارم شما هايي كه هنوز خدمت نرفتين، زودتر دفترچه هاتونو پست كنيد فرصت مرد شدن و آدم شدن ! رو از دست نديد.
در ضمن ممنون از همه دوستاني كه براي تموم شدن دوره آموزشي و شالگرد تولد پيغام گذاشته بودند. همچنين ممنون از همه كساني كه تو اين ماه كامنتي، ايميلي، آفلايني فرستاده بودند و متاسفانه همشون بي پاسخ مونده بود.

۲ نظر:

ساني گفت...

جناب سروان اميدوارم بقيه اش هم با خوشي تموم بشه

حمیدرضا زندی گفت...

مخلصیم جناب سروان! شادکام باشی همیشه امیر جان