یکشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۴

سایه سنگین غیبت معین بر جلسه مشاورتی اش با وبلاگ نویسان

کاریزما نبودن شخصیت دکتر معین بیشترین حرفی بود که در جلسه مشورتی امروز با وبلاگ نویسان از دهان وبلاگ نویسان و سران مشارکت خارج شد. این که باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید واقعا امروز مصداق داشت. جلسه که قرار بود در آن معین به مشاورت با وبلاگ نویسان بپردازد, بدون حضور او برگزار شد. البته گفتند این عدم حضور تعمدی بوده تا بچه ها راحت تر حرف بزنند و من هرگز نفهمیدم چرا؟ و فکر می کنم اگر روبرو با بچه ها حرف می زد پاسخی بسیاری از شبهات داده می شد و تصویری بهتری در ذهن همه شکل می گرفت. هنوز نمی دانم مسئول اتخاذ تصمیم نیامدن معین چه کسی بوده است ولی هر کس چنین پیشنهادی داده بود فرصتی خوبی از معین و مشارکت گرفت.

حوالی 5/5 بعد از ظهر به محل جلسه رسیدم – یا به قول ابطحی محل قرار وبلاگی - . نگهبان دم در بیش از حد گیج بود. نوشته های روی برد را خواندم و متوجه شدم باید به طبقه اول برم. در ورودی سالن چند چهره آشنا به چشم می خورد. تاج زاده, خانیکی و تاجر نیا. الپر هم در بود. با سلام و علیکی کردم و وارد سالن شدم, میز بزرگی در وسط قرار داشت و دور آن هم تعداد زیادی صندلی قرار داشت. بیشتر شبیه تحریریه روزنامه های سنتی بود. چند دختر و پسر هم دور آن نشسته بودند. من هم که اولین بار در چنین جمعی شرکت می کردم هیچ کس را نمی شناختم. احتمالا همه شان وبلاگ نویسان معروفی هستند. البته در گوشه ای از سالن حنیف مزروعی نشسته بود. پوراستاد هم روی یکی از صندلی ها نشسته بود.من هم در یکی از صندلی های ردیف دوم میز نشستم. چند دقیقه بعد چهره آشنایی از مقابلم رد شد. ابطحی وب نوشت با آن هیبت بزرگ. با خوشرویی پاسخ سلامم را داد و در یکی از صندلی ها نشست. کم کم چند چهره آشنا تر هم وارد سالن شدند. عیسی سحر خیز و تاج زاده. جلسه تقریبا در حال شروع شدن بود. من هم در یکی از صندلی های ردیف جلویی میز نشستم. تاج زاده دقیقا کنار من نشست. راستی او زمانی معاون وزیر کشور بوده ها.

جلسه با صحبت های امین زاده – که ابتدا نشناختمش – معاون وزیر خارجه آغاز شد. او خبر نیامدن معین را داد و از بچه ها خواست نظراتشان بگویند. کلا مبهم حرف زد و معلوم نکرد در این جلسه درباره چه چیزی قرار است بحث شود. تا آخر هم البته معلوم نشد. سپس علی قدیمی به عنوان اولین وبلاگ نویس شروع به حرف زدن کرد. او از اینکه مشارکتی ها بعد از 8 یا 4 سال به فکر آنها افتادند گلایه کرد و نسبت به استفاده ابزاری از ایشان انتقاد کرد و وبلاگ نویس شدن معین را شیطنت آمیز دانست. سحر خیز پاسخ او را داد و اعلام کرد در قضیه بازداشت وبلاگ نویسان تنها آنها مدافع حقوق بلاگر ها بوده اند. حنیف را هم مثال زنده این ماجرا دانست که تقریبا روبروی من نشسته بود. الپر هم درباره اینکه ما می توانیم درباره مسائل IT, فلیترینگ و کیفیت افتضاح اینترنت از معین سئوال کنیم و برنامه هایش را بدانیم. البته سحرخیز طرح چنین موضوعاتی را در چنین جلسه درست نمی دانست و مصرانه اصرار داشت باید به فکر چاره ای برای دفاع و حمایت بهتر از معین باشیم. ابطحی هم چند کلمه ای صحبت کرد. کلا صحبت های ابطحی بخش بامزه جلسه بود و در عین جدیت موجبات خنده حضار را هم فراهم می کرد.

کم کم جلسه شلوغتر شد. وبلاگ نویسان دیگری آمدند که البته بخاطر کمبود جا در ردیف دوم نشستند. من هم هیچکدام را نمی شناختم. تاج زاده هم از کنار بلند شد و دختر خانمی که ظاهرا نویسنده وبلاگ صورتک بود در کنارم نشست. بحث اکثر بچه ها در آن دقایق این بود که ما به معین رای می دهیم چون از قدرت گرفتن دیگران می ترسیم. از این می ترسیم که اجمدی نژاد و قالیباف رئیس جمهور شوند. سخنان علی معظمی در میان از همه قشنگتر بود. او گفت شما – مشارکتی ها – هر وقت که بهتان اعتماد کردیم پشیمانمان کردید. مثال او هم قضیه انتخابات مجلس هفتم و قانون مطبوعات در مجلس ششم بود که با حکم حکومتی از صورت جلسه خارج شد. من هم چند دقیقه ای حرف زدم. حرف هایم هم مثل همه تکراری بود. البته خودم را معرفی نکردم و فکر نمی کنم بجز الپر و آقای پور استاد کسی در آن جمع مرا می شناخت. جلسه دقایقی هم به خنده و تفریح می گذشت. ظاهرا حرف های اصلاح طلبان خیلی کسی را راضی نمی کرد. البته هیچ کدام از دو گروه هم انگیزه کافی برای بحث کردن نداشتند. من با وجود تمام علاقه ام به ابطحی از اصرار مدام او برای زودتر تمام شدن جلسه اصلا خوشم نیامد.

در کل فکر می کنم 40 50 نفری در جلسه بودند. البته شاید تعداد وبلاگ نویسان واقعی 30 نفر بود. در اواخر جلسه تاج زاده حرف های مهمی زد. او گفت ما در طول هست سال 15 16 اشتباه داشتیم و هر وقت از مردم جدا شدیم ضربه خوردیم. او بازگشت روز های 76 و پیوند عمیق دولت و ملت را محال دانست. البته اظهار امیدواری کرد که بتوانند پیروز شوند. او قبول داشت که معین باید شفاف تر و صریح تر حرف بزند. تقریبا همه موافق بودند که معین شخصیت کاریزمایی ندارد و سخنران خوبی هم نیست. حتی یکی از وبلاگ نویسان از تاج زاده گله کرد که چرا چنین جلسه ای را قبل از انتخاب معین نگذاشته اند تا به ببینند اصلا معین گزینه مطلوب جوانان هست یا نه ؟ سخنان آخر جلسه ای سعید شریعتی رئیس دفتر سیاسی مشارکت هم اصلا جالب نبود. خیلی شعاری و حتی رمانتیک حرف می زد. انگار دارد متن ادبی می خواند. حرف هایش عمدتا با خنده جمع روبرو بود. حنیف هم چند دقیقه ای حرف زد. نکته ای جالبی از آیت ا... هاشمی و نگاه منفی او به کامپیوتر و اینترنت گفت. او گفت هاشمی شاهرودی به آنها گفته در اتاق کامپیوتر را به روی فرزندانش قفل می کند چون می ترسد آنها فیلم های بد نگاه کنند. حنیف می گفت برای او بولتن های درست کردند که در آن محتوای سایت و وبلاگ هایی که حاوی توهین به ائمه است.

نیما افشار نادری هم در اواخر جلسه صحبت های کنایه آمیزی گفت. او اعلام کرد سومین وبلاگ نویس فارسی است اما بخاطر حکومتی شدن و مشارکتی شدن این پدیده بعد از چند ماه وبلاگ را کنار گذاشته است. او انتخاب نام ایرانیان برای سایت معین را هم نوعی فریب کاری در حق صاحب سایت ایرانیان آقای جاوید دانست. تاج زاده هم قول داد اسم سایت رو عوض کنند. نکته جالب باز هم ابطحی بود که آخر سر هم متوجه نشد قضیه سایت ایرانیان چه بوده است.

جلسه ساعت هست تمام شد. من فکر می کنم علیرغم اینکه نتیجه روشنی نداشت اما جمع شدن چند وبلاگ نویس معروف کار جالبی بود. لااقل همه بر سر یک نکته توافق داریم که برای ترس از رئیس جمهور شدن قالیباف, رفسنجانی, احمدی نژاد و ... هم که شده باید به معین رای داد. حتی اگر هیچ دلیل دیگری نداشته باشیم. ایکاش اگر جلسات دیگری هم قرار است برگزار شود با هماهنگی بیشتری برگزار شود. صورت جلسه مشخص باشد. خود دکتر معین باشد. اصلاح طلبان یه کم با حس و حال بیشتری حرف بزنند و لااقل بتوانیم برای حمایت بیشتر از معین کار جدی بکنیم. راستی یکی از بلاگر های نا شناس هم از تاج زاده می خواست که به سوی استفاده از تلویزیون های ماهواره ای بروند. ابطحی هم تیکه قشنگی به او انداخت و گفت که مطمئنید در ایران زندگی می کنید.

حاشیه : این مطلب رو خیلی هول هولکی و تند تند نوشتم. اگر کسانی از قلم افتاده اند شرمنده. خیلی ها را هم نمی شناختم. اگر هم غلط املایی در این متن وجود دارد به بزرگواری خودتان ببخشید. فرصت دوباره بازخوانی نداشتم.

۱۲ نظر:

hanif گفت...

آقا دستت درد نكنه،
كجا بودي كه من هرچي فكر كردم قيافه‌ات به ذهنم نمي‌ياد،
بازم مرسي

صادق گفت...

گزارش جالبی بود

sani گفت...

jaleb angiz nak bood. movafagh bashi

ناشناس گفت...

سلام امیر عزیز
نگفتی چرا میترسی غیر از معین بقیه کاره ای بشن
به نظر من بازم به بقیه

Hamed گفت...

شاید وقت ژست جوان محوری مشارکتی ها باشد ولی کاش معین هم می بود در این صورت حتما گزارش خوب شما جالب تر هم می شد

Hamed گفت...

شاید وقت ژست جوان محوری مشارکتی ها باشد ولی کاش معین هم می بود در این صورت حتما گزارش خوب شما جالب تر هم می شد

Sadegh گفت...

اول که خبر برپایی جلسه مشورتی معین با وبلاگ نویسان را شنیدم، از اینکه ایشان استعداد بالقوه عظیم وبلاگ نویسان را درک کرده اند و آنها را به همکاری فراخوانده اند بسیار خوشحال شدم. اما امروز که گزارش این گردهمایی را خواندم، بسیار متاسف شدم از اینکه خودِ معین در جلسه حضور پیدا نکرد. اگرچه آنانی که آمدند، کم از او نداشتند، اما اگر قرار بود که خودِ معین در این جلسه شرکت نکند، بهتر بود که از این گردهمایی با عنوان «جلسه مشورتی اعضای ستاد انتخاباتی دکتر معین با وبلاگ نویسان» یا چیزی شبیه به این نام برده می شد.
مصرّانه پیشنهاد می کنم که ضمن تداوم برگزاری اینگونه نشستها، تبلیغ گسترده تری، برای حضور وبلاگ نویسان بیشتر، صورت گیرد و سعی شود تا حداقل در یک جلسه، خود دکتر معین نیز حضور پیدا کنند. اگر قرار باشد که نتوانیم الان ایشان را ببینیم، پس اگر رای بیاورند، چه خواهد شد؟!

سینه چاک گفت...

از طریق سایت الپر به اینجا آمدم. آیا این نشست خصوصی بود . اگرنه دعوت چگونه صورت گرفته بود. من که چیزی ندیدم. ظاهرا همه وبلاگ نویس ها بودند. چه فرصت خوبی..

ناشناس گفت...

ببخشید من یه چیزی میخواستم بگم
اصلا چه لزومی داره ما تو این انتخابات رای بدیم؟
حالا چه به معین چه به رفسنجانی یا هر کس دیگه
بخدا بزرگترین اشتباه رو میکنید که رای میدید
نکنید این کار رو که خیانت به هموطنانتون کردین

Ehsan گفت...

خیلی با مطلب نیک آهنگ کوثر در مودر نشست وبلاگ نویسها با مشارکتی ها حال کردم . یه عده مشارکتی سرشونو کردن تو برف فکر می کنند الان هم سال 76 که بتونن با این روشهای کشکی مردم رو بیارن پای صندوق رای. اصلا انگار نه انگار که اتفاقی افتاده تو این 8 ساله . انگار نه انگار که 8 سال ریاست جمهوری و 4 سال دو سوم مجلس دستشون بود و هیچ کاری نتونستن بکنن .حالا جالبیش اینجاست که دقیقا همون حرفا رو میزنن دقیقا همون استدلال قبلی رو استفاده می کنن. مثل همیشه اونا (جناح راست ) بد هستن. شما هم مثل ما از اونا بدتون میاد . پس به ما رای بدید که هم شما حال کنید که اونا خورده تو پوزشون و رای نیاوردن هم ما حال کنیم که 4 سال دیگه می تونیم کشور رو اداره کنیم و بخور بخور راه بندازیم . یعنی اینقدر خنگن که نموتن بفهمن تاریخ مصرف این حرفا تموم شده و مردم دیگه امتحان پس داده ها رو تحویل نیمگرند؟ البته تقصیر خودشون هم نیست . اون چیزی که مردم دنبالشن و آلترناتیو قوی دیگه ای هم برای رسیدن بهش پیدا کردن اینا اصلا اعتقادی بهش ندارند . اینا تمام زندگیشون و هر چیزی که تو دنیا دارند نه فقط از نظر مادی بلکه تمام خاطرات خوششون دوران جوونیشون از همین رژیمه . برا همین هر موقع می خوان تصمیم مهمی بگیرن حالا اگر اعتقاد و طرز تفکرشون هم عوض شده باشه به خاطر قلبشون و حس نوستالوژی که نسبت به انقلاب دارن نمیتونن اونجور که مردم میخوان تصمیم بگیرند و همیشه نظام رو به خواست مردم ترجیح می دهند . برای نمونه می تونید به آلبوم عکس علی مزروعی یه نگاه بندازید . این آقای اصلاح طلب توی این 25 ساله به تمامی کشورهای خوش آب و هوای دنیا سفر کردن . نماینده مجلس شدن . مدیر پروژه بزرگترین سد ایران شدن و هزاران رانت کوچک بزرگ دیگه که ما نمیدونیم . آخه این آدم و امثال این آدم که واقعا اگر نظام جمهوری اسلامی تو ایران نبود نهایتش یه کارمند ساده بودن که الان بازنشسته شده می شدن مگه عقلشون معیوبه که بخوان خواست مردم رو جدی بگیرن و قواعد بازی حکومتی تو ایران رو تغییر بدن ؟ این نظام برای اونا مثل یک پدر می مونه درسته که بعضی موقعها با هم دعوا و قهر و آشتی می کنند اما نمی تونن دوسش نداشته باشن و به مرگش راضی باشند .

Nikahang's Blog گفت...

امیر، بحث من فراتر از سخنان تاج زاده یا امین زاده است. نکته‌ای که شاید کمتر بتوان متوجه آن شد، نحوه فضاسازی است، بدون اینکه آنها هرفی بزنند که بعدا بخواهند پاسخگوی آن باشند، فضای ایجاد شده می‌تواند همان حرف را از طریقی دیگر در میان جمع منتشر کند. باید روش‌ها را بهتر بررسی کرد.و این روش‌ها در سال‌های ۷۶و۸۰ بارها تجربه شده است.

ناشناس گفت...

ای بابا کاش لا اقل سمتها را درست می نوشتی سعید شریعتی رئیس کمیته اطلاع رسانی حزب مشارکت است تازه رمانتیک بودن مطالب مغایرتی با کارساز بودنشون نداره مگه اشکالی داره به جز با زور و گریه مردم انتخابشونو بکنن؟